147كلينى از حسينبن محمد (الاشعرى قمى) و او از جعفربنمحمد مالك الكوفى و وى از قاسمبنالربيع... 1، حديث نموده است. بنابراين، گذشته از اينكه اكثر فقهاى متأخر اماميه، همه روايات كافى را صحيح نمىدانند 2، با توجّه بهآنچه اشاره شد، اتصال اين روايت بهكلينى كه مَطلع روضه است بههر سه سند برقرار، و سندسوم آن، تصحيح مىشود.
ب) بررسى موارد استناد
منتقدان عدم مستند بودنِ روضه كافى بهكلينى، بهگفتههاى فقهاى شيعه بَسَنده نمودهاند و اعتراف آنها را دليل بر مدعاى خويش شمردهاند 3، كه از جهاتى هم مورد مستند و هم استناد دچار چالش است.
يك - ادعاى خلاف واقع ابوزهره!
اين عالم اهلسنت با پروراندن مورد نقد خويش، اين نتيجه كلى را مىگيرد: « انّه مشكوك في نسبتها (روضه) الىالكليني، وأنَّ اكثرين على أنّها لَيسَت من الكافي ولكن ألحَقَها بهبعض تلامذه على القول بأنّهَا من تصنيفه، و كأنّهم رؤوا أن يَجمَعوا كل رواية من مصنّف، فالحقوا القليل بالكثير » 4 اين عبارت كه مدعى است: اكثر فقهاى شيعه معتقدند روضه از كلينى