146فضّال، و علىبن فضّال از روات ابراهيمبنهاشم است 1، و كلينى براى كوتاهتر نمودن عبارت، اين هنر را بهكار برده است كه دراين صورت، سند حديث بهكلينى متصل مىشود.
دو - ضعف و قوّت سندها: هرچند ملا صالح مازندرانى، هر سه سند اين روايت را نزد متأخران ضعيف مىشمارد ولى اين ضعف را بهلحاظ صحت محتواى حديث وتأييد نقلى وعقلىآن، مضرّ نمىداند 2.
مجلسى، سند نخست را مجهول و سند دوم را بهخاطر محمدبنسنان نزد گروهى، و نيز سند سوم را ضعيف مىداند و از ديد خود او معتبر است 3، ولى سند سوم اين روايت صحيح خواهد شد.
سه - تصحيح سندسوم: با پژوهش وسيعى كه درآخرين چاپ اين مجموعه گرانسنگ 4، صورت گرفته، بىترديد سند سوم از ضعف خارج مىگردد؛ زيرا اوّلاً: براساس يكى از تعليقهها بر«روضه» مقصود از « قال: وحَدّثني »، « قال ابراهيمبنمحمدبن هاشم » است و عبارت «حدّثنى» سهو در قلم يا نسخه است.
ثانياً : مراد از « حسن بنمحمد، عن جعفربنمحمد ...» كه در نسخههاى فعلى موجود است براساس حواشى مختلف، « حسين ابن محمد عن جعفربن محمد ...» است 5و حسينبنمحمد، حسينبنمحمد اشعرى قمى استاد كلينى است 6، و در موارد متعدد در اصول و فروع،