145
كتابه الكافي؟ » مىگويد: « فكأنّ أمرَالزّيادةِ شييءٌ طبيعيٌّ و واردٌ فيكلِّحال » 1.
نويسنده كتاب «انتصارالحق» پس از بيان اينكه يككتاب كامل وضخيم بهنام «روضۀ كافى» كه حتّى خود شيعيان درآن ترديد دارند و مؤلفى براى آن نمىشناسند، به دور از شأن قلم و عفت آن، مىنويسد: « وكأنّهُ بَذرالشّيطان !». 2
بررسى و نقد ترديد در روضۀ كافى
اين نقد، ازدوجهت: سند و استناد بر كافى وارد شده است كه هردو مورد جداگانه مورد كاوش قرار مىگيرد.
الف) تعمّق در سند
عالم مصرى بهطور مشخص روى نخستين روايت روضه انگشت گذاشت و با توجه بهاينكه عصر كلينى اجازه نمىداده كه وى« محمدبن اسماعيلبن بزيع » را ديده و از او حديث استماع كند، اين نتيجه را گرفت كه روضه از كلينى نيست و نمىتواند جزء مجموعه كتابهاى كافى باشد؛ ولى اين نتيجه گيرى بهدلايلى شتاب زده و غير محققانه است.
يك - سه سَند براى يكروايت: با نگاهى نَهچندان عميق بهمتن روضه، روشن است كه كلينى سه سَند براى اين روايت امامصادق(ع) كه درحقيقت منشور راهبرد زندگى براى پيروانش محسوب مىگردد، ذكر مىكند 3، و ابوزهره گو اينكه دوسند ديگر را نديده، تنها روى سند دوم بدون توجّه به « واو » عطف و محل عطف آن، داورى نموده است، درحالىكه «واو» محمدبن اسماعيل را عطف مىكند بهعلىبن