439معظمه هجوم نماييم.
نفيل بن حبيب خشعمى 1 كه در تحت اسارت ابرهه بود، چون اين حال حكمت اشتمال فيل را مشاهده كرد به يك سرعت فوقالعاده از نزد فيل فرار كرده و در ذروه جبل قرار گرفت، و جهت رفتن او اين بود كه هنگامىكه فيلبانان حبش خواستند فيلها را به جانب بيتالله سوق كنند، نفيل بن حبيب گوش فيل محمود را گرفته و به فيل گفت اى محمود احتراز كرده و پيش نرو كه تو را در تخريب بيتالله استخدام خواهند نمود. حال آنكه تو در خود بلدةالله هستى، در حالتىكه محمود باشى مراجعت كن و چنانكه راشد و مقبلى برگرد. اگرچه نفيل بن حبيب خواست كه به اين اشارت به اهل اردوى ابرهه بفهماند كه هجوم فيل محمودى و ساير فيلان به كعبه معظمه بعيدالاحتمال خواهد بود وليكن ابرهه نه از اشاره حبيب خشعمى 2 و نه از حركات فيلان متنبه شده، به اجراى مافىالضمير خويش اقدام نموده و فيلان را آنقدر زجر و تعذيب نمود كه قريب به هلاكت رسيدند.
در اين هنگام عبدالمطلب با عكرمة بن عامر بن هاشم بن عبدمناف بن قصى بن عبدالدار و چند نفر ديگر از مخلصين اهل ايمان به حلقههاى باب معلا جناب كعبه معظمه توسل كرده و ابيات آتيه را عرض نمودند:
يا ربِّ انَّ المَرءَ يَمْ-
اى قادر مطلق، افراد بنىآدم خانههايى را كه منسوب به آنها است حفظ و حراست