438عساكر شما دويست نفر شتر اين مرد را غصب و غارت نموده است، اگر بتوانى كيفيت را به ابرهه فهمانيده، شتران او را مسترد كن و خود او را محترم و معزز دار. چون انيس همه اين مقالات را به ابرهه بيان نمود، ابرهه نيز عبدالمطلب را اعزاز و اكرام نموده و اشتران او را مسترد داشت.
رئيس جماعت بنىبكر يعمر بن نفاثة بن عدى بن الديل بن بكر بن عبدمناة بنكنانه و رئيس قبيله بنىهذيل خويلد بن وائلة الهذلى نيز در معيت و همراهى عبدالمطلب بودند، چون اين دو شخص همخيال بودند و يعمر بزرگ قبايل بنىبكر و خويلد رئيس قبيله هذيل بود، براى اينكه ابرهه را از هدم بيتالله منصرف سازد ثلث واردات سنويه تهامه حجاز را بر او عرض و تكليف نمودند، ولى چون مىدانستند كه مغلوب و مقهور خواهند شد تبديل خيال نموده و عبدالمطلب را تبعيت كردند.
ابرهه چون عدم مخالفت مكيان را ديد، حشرات موجود خود را در وادى مُحَسّر 1 كه در ميان منا 2 و مزدلفه واقع است جمع نموده، ترتيب صفوف جنگ و جدال و اصحاب فيل نيز اسباب مهاجمه را تدارك نموده، فيل محمود را بهطرف مكه مكرمه راندند و اگرچه فيلبانان در اين راه زياده از حد سعى و غيرت نمودند وليكن فيلها را يك خطوه نتوانستند پيش برند هرچه تلاش كردند فائده نبخشيد، هرقدر پيش مىراندند به زمين مىافتادند، خواستند فيلها را برخيزانده و سوق كنند نتوانستند، ديدند كه يك اراده غيرممكن است، براى تجربه بر حسب اراده ابرهه محض اينكه عقل و ادراك فيل را زائل سازند شراب خورانده پس از آنكه مست و لايعقل شدند برگردانده بهطرف ديگر راندند. فيل محمودى كه به آنطرف به سرعت حركت مىنمود، ساير فيلان نيز او را تبعيت و انقياد نموده، چهارنعله مىرفتند. چون بهطرف كعبةالله مىراندند به زمين خوابيده و بهزبان حال به ابرهه مىفهمانيدند كه ما نمىتوانيم به جانب كعبه