411مىگردند، چنانكه ما مقتدر مىباشيم كه هروقت بخواهيم شكل و صورت البسه خود را تبديل نماييم، چنانكه تبديل اشكال البسه براى ما مسخر است اشكال صور نيز آنان را تابع و منقاد 1 است، چنانكه هر موجودى به شكلى كه متشكل مىشود، متصرف مىباشد البسه كثيف ماها از پشم و پنبه و ابريشم و البسه لطيف آنان از منسوجات هوا و اشعه است، معمافيه اجسام ملائكه و جن از هوا رقيقتر و خفيفتر است.
هر وقت ايزد پاك اراده فرمايد كه ملائكه و جن را بر ما بنمايد، كيفيت مخصوصى به هوا اعطا فرموده و امر مىنمايد كه به هر شكل و صورتى بخواهند درآيند و انسانها نيز آنان را در شكل و صورتىكه داخل شدهاند مشاهده مىكنند، در حق ملائكه در قرآن كريم فرموده شده است: وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ مَلَكاً لَجَعَلْنٰاهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنٰا عَلَيْهِمْ مٰا يَلْبِسُونَ 2 اگرچه هيچگاه ممكن نيست كه ملك حقيقت انسان شود وليكن بهواسطه تكاثف 3 هوا، به هيئت انسان داخل مىشود، زيرا اگر هوا مانند سراب تكاثف پيدا كند، رؤيت آن امكانپذير است.
اگر كسى گويد كه معنى آيه جليله إِنَّهُ يَرٰاكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ 4 چيست؟ در جواب گفته مىشود كه اگرچه در صورتى كه خلاق عالم آنان را خلق كرده است ديده نمىشوند وليكن ممتنع نيست كه در اشكال سگ و گربه مرئى شوند، بلكه وقوع رؤيت آنها در اين صور علىالاكثر مشهود است.
حضرت شيخ 5 گويد يكى از اينها شبى در شكل كلبى از كلاب قبيله، كه از دنس سالم و عارى بود نزد من آمده از من زياده از هفتاد مسأله كه راجع به توحيد بود سؤال كرده و جواب خواست و فرّاش به خيال اينكه كلب واقعى است مسجد را به آب و گل