410شيخ ابوطاهر \ باز گفته است، هريك از اين اجنهها كه صورت آن تمام شود بهقدرت الهيه صورت او زايل شده، به شكلى ديگر كه به اصل او ابداً مشابهت ندارد متشكل مىگردد. انسان چنانكه صورت آب و گل و خاك خود را گم كرده، گوشت و استخوان و پوست شده است و حيوانات درنده و طيور و ديگر حيوانات به اشكال مختلفه كه به هيچيك مشابهت ندارند درآمدهاند، از اجساد ملائكه و جن و شياطين صورت هوا زائل شده و صانع موجودات آنان را به هيئتهاى لطيف مخصوص آفريده است، به اين جهت اينان را مخلوقات روحانيه گفتهاند. مخلوقات روحانيه براى اينكه از يكديگر تميز داشته باشند، اگرچه به اشكال لطيفه و صور مخصوصه خودشاناند وليكن موافق نص جليل وَ مٰا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاّٰ هُوَ 1 وضع آنان را غير از خلاق عالميان كسى عالم و دانا نيست.
صور مذكور با تنوع آنان لازم بوده وليكن چون هريك از آنها به درجه هوا و رياح رقيق و لطيف مىباشند، رؤيت ما آنان را از ممتنعات است، گاهى به بعضى اشكال عارضى، يعنى هوايى را كه اجسام آنان را تشكيل مىكند، محتوى به يك منظره مخصوصى منظور انبيا و اوليا شده و باز زائل مىگردند. متشكل بودن آنها به هر صورت و شكلى كه بخواهند شبيه به لباس پوشيدن ما است، گاهى در جوّ هوا به الوان مختلفه مانند سبزى و زردى و قرمزى و به شكل قوس و قزح ملوّن مرور مىنمايند، چنانكه عبدالله بن عباس هنگامى كه با پدر خود در مسجد بود صورت حضرت ختمى مآب و حضرت جبرئيل را تنها خود ديده و به حضرت رسول عرض كرده است و حضرت رسول او را اخبار فرمودهاند كه او خود اعمى خواهد شد وليكن حضرت ايزد پاك او را در امر دين تفقيه 2 نموده و مطلع تأويل خواهد فرمود. حضرت ايزد پاك آنان را كيفيتى مرحمت فرمودهاند كه به هر صورت مختلفى كه اراده نمايند متشكل