351چشيده بود، رؤسا و سران قبايل را جمع كرده و گفت:
در بين خودمان وقت مخصوصي معين نماييم، هركس در آنوقت معين از باب صفا و عليقول از باب بنيشيبه به حرم شريف داخل شود، آن شخص را حَكَم قرار داده، فصل و حسم اين دعوا را به رأى و اجتهاد او حوالت كنيم.
بنا به موافقت حضار وقت مخصوصى را براى اينكار معين نمودند، اين تدبير ابواميه را، اعاظم قبايل قبول و تحسين نموده، همه اشخاصى كه به اين قرار راضى بودند در محلى نشسته و به باب مذكور چشم دوختند. در وقت معين اول شخصى كه به حرم شريف داخل شد حضرت فخر عالم و سبب آسايش امم -عليه آلافالتحية والسلام- بود.
چون آن حضرت پيشتر از همه داخل حرم شريف شدند، مترصدين اهالى از قدوم ميمنتلزوم آن حضرت شادمان شده و گفتند:
«هذا محمدالامين رضينا» و آن حضرت را عرض كردند كه اگر موافقت فرماييد، از طرف رؤساى قبايل براى فصل دعوا حكم مستقل قرار داده شدهايد و همه ما عهد و سوگند ياد نمودهايم كه امر عالى را به خوبى تلقى و قبول نماييم.
چون حضرت رسالتپناه قبلالنبوة نيز در ميان قبايل به صفت صدق و استقامت موصوف قبايل قريش بود اگر در حل مسألهاى عاجز مىماندند، به حكم آن حضرت حواله مىنمودند. چون آن حضرت امر متنازعفيه را فهميد، حجرالاسود را به پارچه بزرگى مانند لنگ و به روايت موثق به رداى خود گذاشته، هريك از گوشههاى او را به يكى از رؤساى قبايل معظمه اربعه كه عبارت از، عتبة بن ربيعه، زمعة، ابوحذيفة بن مغيره و قيس بن عدى بودند دادند و چون از زمين برداشتند آن حضرت از آنها گرفته و به شخصه به موضع مخصوص خود گذاشته و صناديد 1 قبايل را علىالعموم راضى و ساكت ساخت.