336 اصغر اولاد والده خود بوده است.
اگرچه احتياج نداريم كه اين را به مقالات طولانى به مقام اثبات برآييم وليكن عارى از شبهه و ريب است كه جناب عباس و برادر او حضرت حمزه، بعد وفاءالنذر متولد شدهاند و بلوغ عدد اولاد حضرت عبدالمطلب به دوازده، به دلالت روايات صحيحةالاسانيد، به درجه ثبوت و يقين رسيده است. انتهى.
اين وضع كه از عبدالمطلب ظاهر شد، قريشيان را باعث اضطراب و خلجان گرديده، بسيار ناگوار آمد، لهذا گفتند ما به اين كار راضى نيستيم، براى اينكه در ميان ما عادت مستمره نشود بايد چارهاى براى اين كار پيدا كنيم. بناءً عليه سجاح عاقله را كه از مشاهير كَهَنه بوده و در بلاد خيبر، اقامت داشت پيدا كرده و استفسار رأى نمودند. چون سجاح به اعتقاد جاهليه با طوايف جنيان كسب آميزش و اختلاط كرده بوده است، چون مافىالضمير مبعوثين قبيله قريش را فهميد گفت: من اين مسأله را از طايفهاى كه تابع آنها هستم سؤال كرده و جواب او را به شما مىگويم.
قريشيان مأيوساً به محل اقامت خودشان رفته، فرداى آن روز ثانياً به مسكن سجاح درآمدند.
سجاح گفت: «در ميان شما ديت يك آدم عبارت از چهچيز است؟»
قريشيان گفتند: «ده نفر شتر است».
سجاح در جواب گفت:
ده نفر شتر تدارك نماييد، به اسم شتران و عبدالله قرعه بكشيد تا زمانىكه قرعه به اسامى جِمال درآيد، در هر دفعه ده رأس شتر علاوه نماييد. همه شترانى را كه قرعه به اسم آنها درآيد قربان كنيد كه اين علامت قبول حضرت ربالعزّة است.
قريشيان اين جواب را از سجاح گرفته و به مملكت خود معاودت كردند.