337
شرح و تعريف كهانت
كَهنه بهمعنى فالبين، جمع كليه كاهن است. از عادات اهل جاهليه بود كه بهموجب اجازه كَهنه عمل مىنمودند، كاهنان آن عصر بهزعم خودشان از شياطين، حوادث و اخبار متنوعه گرفته و ديگران را اخبار مىكردند، بعضى از آنها استخدام يكى از خدام طايفه جن را ادعا نموده و معتقد آن بودند كه صاحبان خدام از جنيان حوادث غيبيه مىگيرند وليكن به دلالت باهره
«لا يعلم الغيب الّا الله» 1چون طايفه جن غيب را نمىدانند، لهذا ادعاى كسانىكه در اين اعتقاد هستند، عبارت از مدعيات كاذبه خواهد بود.
سطيح، خطر، سجاح از «فال جيانى» است كه در ميان كهنه جاهليه از همه معروف و مشهور هستند، كسانىكه واقف احوال كهنه عصر جاهليهاند، اقسام كهانت را اخبار مىنمايند، بعضى از آنها هفت عدد سنگريزه برداشته به هريك از آنها يك نشان و اسم گذاشته پس از آنكه در مشتهاى خود گرفته و تحريك نموده و بعض كلماتىكه مخصوص به خود ايشان است گفتند، دستهاى خود را باز كرده به وضع و اشكال سنگريزهها مدنظر نموده و به خير و شر حكم مىكردند. زجر و عيافه نيز از انواع كهانت است. خواه زجر و عيافه و خواه طيره اگرچه در يك وضع هستند، ولى انواع آنها مختلف است. مثلاً عرافت آنرا گويند كه به چيزهاى شفاف و برّاق مانند آب و