335اساف برده است به عجله تمام آمده، برادر خود را از زير پاى پدرش عبدالمطلب كشيده و برد. در اين اثنا صفحه رخسار حضرت عبدالله مجروح شده و اثر آن جراحت تا وفات آن حضرت در وجه منير او باقى بود.
استطراد
اينكه راويان گفتهاند كه حضرت عباس برادر خود عبدالله را از زير پاى پدر خود عبدالمطلب كشيد و او را از برادر خود عبدالله مسنتر قرار دادهاند، گويا راويان در اينباب راه خطا پيمودهاند، زيرا بنا به مفاد روايات صحيحه لازم مىآيد كه عبدالله بن عبدالمطلب از برادر خود عباس بزرگتر بشود.
عبدالمطلب پس از آنكه ايفاى نذر خود كرد، هاله والده حمزه را تزوّج نمود. خواه حمزه و خواه حضرت عباس كه برادر امّى يكديگر بودند، هنگامىكه قرار ذبح عبدالله داده شد از مادر خود متولد نشده بودند. به اين تقدير حضرت عبدالله كوچكترين برادران خود نبوده، بلكه اصغر اولادى است كه از والده او متولد شدهاند.
ابن اسحاق در تأويل قول مرحوم بكايى كه از ثقات ائمه است خطا نموده و به خلاف روايت سالفالذكر معتقد شده است، ولى بعضى از اهل سير اعتقاد ابن اسحاق را رد و جرح نموده و گفتهاند حضرت عباس از جناب عبدالله و جناب عباس از حمزه كوچكتر بوده است، آنها در مدعاى خودشان اين را دليل مىآورند كه جناب عباس گفته است من در ولادت باهرالبركة حضرت خاتمالانبيا همين سه سال داشتم وقتىكه چهره نورانى آن حضرت را ديدم زنها گفتند برادر خود را ببوس من هم به تقبيل روى منير آن حضرت سرافراز شدم.
اين فرمايش جناب عباس دليل بر اين است كه از عبدالله بن عبدالمطلب بزرگ، بوده است و اينكه امام بكايى گفته است كه عبدالله كوچكترين برادران خود بود، مثل اين است كه گفته است هنگامىكه عبدالمطلب به ايفاى نذر خود اقدام كرد عبدالله،