292جماعت منسوب بودند علىالعموم از عرفات حركت مىكردند، در عقب اينها حجاج سايره نيز به راه مىافتادند.
مأموريت اجازه در زمان غوث اختراع كرده شده است و رسيدن غوث به اين مأموريت نيز بهواسطه والده او شده است، والده غوث زنى از جرهميان بوده است، چون مدّةالعمر اولادى از او نمىشد، روزى نذر كرد خدايا اگر يك فرزند ذكور داشته باشم به كعبه معظمه بخشيده و هبه مىكنم، مزبوره حامله شده پس از انقضاى مدت حمل، غوث را زاييد و او را آورده براى ايفاى نذر خود به خدام كعبه مكرمه تسليم نمود.
چون غوث بزرگ شده و موقع كارگذارى او رسيد، مدت مديده در صحن و ايوان مكه مكرمه خدمتنموده و بدينوسيله در نظر خلق شريف و محترم گرديد، مردم در هر كارى به او مراجعه نموده و هرچه رأى و اعتقاد او مىشد به اقتضاى آن عمل مىكردند. غوث متدرّجاً نفوذ و قدرت خود را بهجايى رسانيد كه عزيمت و عودت از عرفات به امر او منحصر بود، آنوقت اصل اجازه را وضع و بنا نمود. وقتىكه والده غوث او را به كعبه مكرمه بخشيده ايفاى نذر خود نمود، پدرش مره قطعه آتيه را انشاد كرد.
قطعه
اِنّي جعلتُ ربِّ مِن بَنيَّه
غوث زمانىكه امر قيام از عرفات را مىداد مىگفت:
لا همّ إلّا تابع بتاعه
إن كان آثم فعلى قضاعه
پس از وفات غوث رخصت حركت از عرفات و رمى جمار به اولاد و احفاد او منتقل گشت و چون اين قبيله منقرض شد توليت اجازه را، اولاد بنوسعد بن زيد مناةبن تميم حاصل ساخت و تا زمانىكه امر توليت به بنوسعد رسيد، رؤساى جماعتىكه از صلب غوث و يا از سلاله اولاد و احفاد او بودند بهنام صوفه ناميده