293مىشدند، جماعتىكه بنوسعد ناميده مىشود افراد قبيلهاى است كه به آل صفوان بن شحنة بن عطارد بن عوف بن كعب بن سعد بن زيد مناة بن تميم منتهى مىگردد.
اولين شخصى كه از اين قبيله در عرفات مأموريت اجازه دادن به حجاج را حائز شد، صفوان بن شحنه بوده سلسله نسب كرز بن صفوان كه عصر ميامن حصر حضرت رسول را ادراك نمود، به شجره اين قبيله ارتباط دارد.
استبداد آل صفوان هم در امر اجازت حجاج، كمتر از رؤساى قبيله صوفه نبوده است، چون محال و غيرممكن بود كه حجاج قبل از افراد آلصفوان از عرفات عودت كنند و از صحراى صفاافزاى منا به رمى جمار جرأت نمايند، لهذا مزاحمت صفوانيان خلق را زياده از حد رنجانيده و آزردهخاطر مىداشت، حجاج در روزهاى رمى جمار به رجال بنىصفوان به كمال عجز و انكسار مىگفتند كه اى واى وقت مىگذرد، بنىصفوان جواب مىدادند: نى نى هنوز زود است! آفتاب تمايل به غروب نمايد و هرقدر استعجال كرده و زارى مىنمودند همانقدر عقب مىماندند.
در اين اثنا گفتوگوهاى بد و نفرينهاى حجاج حد و پايان نداشت، آلصفوان نمىخواستند قبل از حلول وقتىكه خود آنها طالب بودند به عودت حجاج مساعدت كنند، آلصفوان در اينخصوص نيز امساك كرده ابتداءً گردنه منا را گرفته، آنهايى را كه منسوب به خودشان بودند آهستهآهسته مىگذرانيدند، بعد نوبت به ديگران مىرسيد، حجّاج تا انقراض آلصفوان و آلصوفه به اين قسم ناملايمات صبر و تحمل مىنمودند اوس بن تميم بن معرد السعدى، درجه استبداد آل صفوان را درخصوص اعطاى اجازت حجاج در بيت آتى تعريف نموده و ما را از آوردن دلايل ديگر در اثبات ظلم صفوانيان مستغنى داشته است.
بيت عربى
لايَبرَحُ النّاسُ مَاحَجّوا مُعَرّفَهُم
حتى يُقالَ اجيزُوا آل صَفواناً