291زراح نيز برادران صلبى خود «حسن» «محمود» «جلهمه» را با جمّ غفيرى 1 از ابطال 2 كه در حوزه اداره آنها بودند، با اسلحه متينه و مناسبه آن عصر مسلّح ساخته در زمان معين به همراهى همه آنان به مكه مفخمه توجه و ايلغار 3 نمودند.
آنوقت قبيله صوفه كه منسوب به غوث بن مرّه بود اجازه عرفات و رمى جمار و طايفه قبيله عدوان بن عمرو بن قيس بن غيلان نيز اجازه مزدلفه را از اسلاف خود توارث نموده و مواسم حج، حجّاج قبايل سايره را به عرفات برده و مىآوردند و قبايل بنوخزاعه هم بقعه مقدسه كعبه محترمه را حفظ و حراست مىنمودند.
اين استبداد به درجهاى رسيده بود، تا اينكه قبيله صوفه كه از بقيه اقوام جراهمه بود رمى جمار را تكميل نمىكردند و طايفه عدوان نيز وقفه مزدلفه را تمام نمىنمودند احدى از حجّاج سايره مقتدر نبودند كه به عرفات درآمده و به مزدلفه معاودت كنند و حتى روزى كه مىبايست به مكه مراجعت شود، قبيله صوفه بهطور مذكور گذرگاه منى را گرفته تا اينكه افراد قبيله خود را كاملاً از گردنه منى نمىگذرانيدند، احدى از حجاج قبايل سايره را راه نمىدادند.
استطراد
لفظ صوفه لقب غوث بن اد و علىقول لقب غوث بن مر بن طابحة بن الياس بن مضر است كه پدر نسبى جماعتى از قبيله مضر است، افراد منسوبه به اينجماعت در زمان جاهليه عرب چنانكه مذكور شد، خدمت كعبه معظمه را توارث نموده و مأموريتهاى اجازه و افاضه از عرفات نيز منحصراً به اين قبيله انتقال داشته است كه پس از وقعه عرفات يكى از افراد اين جماعت برخواسته به آواز بلند
«اجيزي صوفه» و يكى ديگر قيام كرده
«اجيزي خندف» مىگفته است. بدينجهت كافه بطونى كه به اين