211بود، براى اندفاع القاآت وهميّه آن حضرت، كثافت ديوارهاى قصر مشيدالاركان فرعون كسب لطافت و انجلا نموده، مانند آيينه حقيقتنما صاف و شفاف شده و از ديده حقبين حضرت خليل نيز پردهها و حُجُب ظلمت برداشته شده، همه ماجرايى را كه مابين حضرت ساره و سنان بن علوان جارى مىشد مشاهده مىفرمود و چون حضرت ساره آمده و واقعه را چنانكه واقع شده بود گفت، حضرت ابراهيم موافقت كامله مشهودات واقعه خود را چنانكه بود به حضرت ساره اظهار نمود.
چون حضرت ساره خاتونى عقيمه بود و طفل متولد نمىنمود و به اينجهت غصه و اندوه زياد داشت، در سال دهم معاودت از مصر، حضرت ساره را گفت: بلكه حضرت معطىالعطايا اولادى از اين زن كرامت كند؛ هاجر را به زوج خود ابراهيم بخشيد. و حضرت هاجر از خليل ستودهسير حامل شده، در اواخر آن سال حضرت اسماعيل را توليد نمود. ولادت باهرالسّعادۀ حضرت اسماعيل دوهزار و هفتصد و هشتاد و دو و علىقول دو هزار و هفتصد و شصت و سه سال قبل از هجرت مشهور است وليكن بعضى معتقد برآناند كه ولادت آن حضرت دو هزار و پانصد و بيست و هشت و بهقول ديگر دوهزار و نهصد و دوسال قبل از هجرت نبوى بوده است، آنوقت حضرت ابراهيم هشتاد سال داشت.
جهت و وضع عزيمت ابراهيم به وادى بىزرع مكه
حضرت ابراهيم در قريهاى «فسط» نام كه در ارض فلسطين در ميان بلدههاى «رمله» و «ايله» واقع بود اقامت نموده و بهيك ثروت و مكنت فوقالغايه مالك شده، مارّين و عابرين را ضيافت و ميهمانى مىنمود، اثنايىكه زمان هلاكت قوم لوط تقرب نمود، براى اينكه حضرت لوط را از ميان آن قوم خارج سازند و ولادت باسعادت حضرت اسحاق را بهحضرت ساره بشارت داده و او را مبتهج و مسرور سازند، ملائكهاى چند نازل شده و در خانه حضرت خليل ورود كرده و ميهمان شدند. عدد اين ملائكه كرام