212بهقولى دوازده و بهقولى عبارت از حضرت جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل بودهاند.
حضرت ابراهيم بودن ميهمانان عزيز خود را از گروه ملائكه استنباط نكرده و براى تعظيم آنها، خود ابراهيم بهلوازم خدمت و ميهماننوازى اقدام كرده و بريانى را كه تهيه و تدارك كرده بود در نزد ميهمانان حاضر ساخته و تكليف تناول نمود. چون ميهمانان بهتناول آن مطبوخ اظهار ميل و اقبال ننمودند، حضرت ابراهيم متوهّم شده و اظهار علايم و خوف و هراس كرد، ملائكه كرام إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلىٰ قَوْمِ لُوطٍ 1 گفته، مأموريت خودشان را به قهر و تدمير قوم لوط و تبشير حضرت ساره به ولادت يك فرزند سعادتمند اسحاقنام، به ابراهيم عرض و اظهار نمودند.
ورود اين ملائكه و وقوع اين مكالمه دوهزار و هفتصد و نود و دو و علىقول دوهزار و هفتصد و هفتاد و سه و بهقول ديگر دوهزار و پانصد و سى و هشت و بهروايت ديگر دوهزار و نهصد و دوازده سال قبل از هجرت نبويه بوده است.
حضرت ساره در اينوقت نزد زوج مكرّم خود ابراهيم سرپا ايستاده و مكالمات ملائك كرام را مىشنيد وليكن چون خودش خاتونى سالخورده و زوجش نيز پير و مسن بود، يعنى خود نود و حضرت ابراهيم نود و شش سال داشت، شيخوخيّت خود و شوهر را بهخاطر آورده، اين امر را بهنظر استبعاد ديد و به بشارت و مژده ملائكه عظام تبسم نموده خنديد، ولى پس از آن حائض و در انقضاى زمان حيض حامل شد. ولادت حضرت اسحاق دوسال بعد از ولادت حضرت اسماعيل بود.
استطراد
شبى كه حضرت اسحاق متولد مىشد، حضرت ابراهيم بهطريق رؤيا ديد كه در يك برج هزار عدد كوكب منوّر مجتمع شدهاند، رؤياى خود را به جبرئيل گفته و خواهش كرد كه تعبير او را معين كند، جبرئيل امين گفت: «اين رؤيا دلالت بر آن دارد