213كه از صلب پاك اسحاق كه از حضرت ساره متولد خواهد شد، هزار نفر پيغمبر پاكيزهگوهر زيبده مهد شهود خواهد گرديد». حضرت ابراهيم از اين تعبير جبرئيل محظوظ و ممنون شده، بهدرگاه ايزدى عرض نمود كه الهى از اين نعم جليله خود، پسرم اسماعيل را نيز حصّه و نصيبى ببخشاى.
حضرتخليل دعاى خود را تمام ناكرده، از هاتف غيبى اين نداى شوقافزا را شنيد:
يا ابراهيم از نسل نسيل پاك اسماعيل، يك پيغمبر واجبالتعظيم صاحب خلق كريم و قدر عظيم خواهد آمد كه آن وجود مسعود مبارك، فاتحه رساله رسالت و خاتمه كتاب سعادت نصاب نبوّت است. وجود عاقبتمحمود او باعث خلقت رسل و انبيا و اسم سامى شريف او محمدالمصطفى است.
حضرت ابراهيم از اين نعمت مترقّبه رب كريم اظهار علائم حظوظ و حُبور 1 نموده و گفت: الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمٰاعِيلَ وَ إِسْحٰاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعٰاءِ 2 و از اينجهت ايفاى مراسم مسرّت و ابراز مآثر شكرگذارى و محمدت نمود.
حضرت ساره كه در آخر عمر خود بهمانند اسحاق فرزند دلبند عاليقدرى نائل شد، غيرت و حسادت نسوانيّه صبر و سكون او را غلبه كرده، با هاجر والده اسماعيل بعض حركات ناگوار و ناملايم پيش گرفت، ميل و محبت مفرط زوج خود ابراهيم را سررشته و دستآويز قرار داده، به وضعها و حركات ناهموار راحت و حضور را از حضرت خليل برد.
حضرت ابراهيم به واسطه پيرى بهجور و اذاى زوجه خود ساره تحمل ننموده، خواست كه در حق ساره شاكى و حركات و رفتار طاقتفرساى او را در حضرت رب عزّت حاكى گردد. به اين خطاب مستطاب مخاطب شده و بر حسب ضرورت اختيار سكوت كرد؛ «اى ابراهيم ساره ناقصةالعقل است و تو از فحول عقلا هستى، مانند