203مفتخر بود به القاى آتش امتحان گرديد؟
جواب: توانيم گفت كه حضرت ابراهيم از آتش جحيم خوف و خشيت بسيار داشت، اين براى آن بود كه حضرت خليل بداند مادام كه اذن و رخصت از حضرت احديت نشود، آتش سوزان فردى را مضرّت نتواند رسانيد. 1
چهل روز بعد از اين وقعه، نمرود عنود از روزنه قصر خود ديد آتشى كه مدت مديد به اشتعال آن اشتغال داشتند، به وردهاى رنگين آراسته و به انواع گل و نسرين پيراسته است و حضرت خليل قميصى را كه از بهشت آورده شده بود پوشيده و در آن باغ دلكش در كنار آب روان نشسته و با شخصى كه مشابه خود او است صحبت و اظهار محبت مىنمايد.
نمرود از مشاهده اين حال متحير و بىخود شده گفت:
اى ابراهيم اگر مكانى كه متمكّن هستى مانند آن است كه بهنظر من مىآيد من تصديق مىكنم كه خداى تو يك خداوند باقدرت و صاحب بزرگى و عظمت است، آيا مىتوانى از موقعى كه هستى حركت نمايى و حال آنكه اطراف تو همه آتش سوزان است.
چون حضرت ابراهيم جواب داد كه آتش نمىتواند پاهاى مرا بسوزاند، نمرود گفت: «حال كه چنين است مستقيماً نزد من آى كه تو را ببينم»، حضرت ابراهيم به پاى برهنه از درون آتش دوزخنمون درآمده نزد نمرود رفت.
حكمت
مؤلف بدايعالزهور گفته است هنگامى كه نمرود از قصر خود بهطرف ابراهيم نظر مىكرد، شرارهاى از آتش حظيره برجسته و به لباس نمرود كه از باب رحمت الهى مردود بود جاى گرفت و لباس او را تماماً سوزانده و به وجود او ابداً مضرتى نرسانيد،