202زمين مىريختند، در اثناى القاى آن حضرت به آتش، جبرئيل امين ظاهر شده و گفت يا ابراهيم، اگر حاجتى از من دارى بخواه، زيرا كه وقت تنگ شد.
ابراهيم گفت: «من به درگاه واهبالعطايا كه قبله حاجتمندان است توجه كردم استدعا و حاجتى ندارم كه بر تو اظهار نمايم».
جبرئيل ثانياً گفت: «حال كه چنين است براى نيل مقصود عرض مافىالضمير كن»، ابراهيم گفت: «دعا نمودن در اين حالت را نيز گستاخى مىشمارم، علم حضرت حق به حالت من مستغنى از سؤال و طلب من است»، بناء عليه آتشى كه مدت چهل روز بود مىسوخت به خطاب مستطاب يٰا نٰارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاٰماً عَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ 1 مانند گلزار صفا يك روضه روحافزا گرديده و اندرون آن حظيره به عالم ديگر تحول و تبدل كرد، نار نمرود شد بهار خليل.
آتش نمرودى به هواى خوب منقلب گرديد، قوه احراقيه آن محو و لهيب آن ابقا فرموده شد، در آن حظيره دوزخنظيره، ماء لذيذ ابردى منفجر و جهات اربعه آن به انواع رياحين و اقسام ازهار رنگين مزين گشت، فرشتهاى نيز به شكل و شمايل حضرت ابراهيم آفريده شده، شروع به مصاحبت و منادمت 2 با آن حضرت نمود.
كرد ذكرش خليل باخلت
شمس تبريزى
حكمت
تا زمان حضرت ابراهيم هيچ مخلوقى با سوختن در آتش امتحان كرده نشده بود.
سؤال: آيا چه حكمتى بوده است مانند حضرت ابراهيم پيغمبرى كه به خلعت خلّت