201به فرمان خالق زمين و آسمان در محل اقامت او يك بساط منقّش و قاليچه زركش ساخته و در جهات اربعه او چمنزار كثيرالازهارى كه عرض و طول آن بيست و هشت ذرع و چهار پوسونيم بود ايجاد و اختراع فرمود و در ميان آن گلستان، يعنى در كنار محلى كه حضرت خليل قرار گرفته بود يك آب بسيار خوشگوارى هم جارى ساخت.
ابراهيم
اثنائى كه حضرت ابراهيم به كفه منجنيق گذاشته شده و به آتش انداخته مىشد، ساكنان ملأ اعلا و متمكنان عالم بالا اشكريز تأسف و غيرت شده و به درگاه خالق منّان عرض كردند كهاى مالكالملك على الاطلاق، دشمنان تو حضرت خليل را به آتش مىاندازند. پس از اين در روى زمين كسى نيست تو را عبادت كند، يعنى غير از ابراهيم كسى نيست كه معترف به وحدت وجود تو باشد، اگر اراده مىفرماييد او را نصرت و يارى كنيم.
در جواب، حضرت ربالارباب ساكنان ملاء اعلا را اينگونه خطاب فرمود:
ابراهيم دوست من است، من غير از او دوستى ندارم، من خداى او هستم، او غير از من خدايى ندارد، اگر از شما نصرت طلبد او را يارى كنيد، من او را رخصت دادم اگر غير از من احدى را دعوت نكند من با او مىدانم.
و به موجب اين خطاب هريك بهصورتهاى متعدد به حضرت ابراهيم عرض نصرت و معاونت نمودند، حضرت ابراهيم در جواب اظهار داشت: حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ 1، حضرت خليل زمانىكه به آتش انداخته مىشد
«لا اله الّا أنت لك الحمد و لك الملك لا شريك لك» مىگفت، زنجيرهاى آهنين كه به آن وجود مقدس مربوط بود، از شدت حرارت آتش كه خصيصه عدم تأثير به آن وجود مبارك را داشت ذوب شده و به