158از اهل نوح نبود.
بنابراين در صورتى كه فرد داراى رفتار شايسته باشد، از اهل پيامبر است؛ هرچند با پيامبر نسبت نداشته باشد.
البته اين معيار اهلِ عام است؛ بدين معنا كه هر انسانى كه به پيامبر زمان خود ايمان آورد و رفتار شايسته داشته باشد، از اهل پيامبر محسوب مىشود؛ چنانكه اهل در آيه « وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقٰاعِدَ لِلْقِتٰالِ » ؛ «و [به يادآور] زمانى را كه [در آستانه جنگ احد] صبحگاهان، از ميان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بيرون رفتى». (آلعمران:121) به همين معنا به كار رفته است. البته بنابراين رأى كه مراد از اهل در آيه، مردم مدينه است. لكن معيار اهل خاص سختتر است و فرد بايد ويژگىهايى داشته باشد تا از خواص پيامبر، و به زبان قرآن از اهلبيت باشد.
روشن است تشخيص اهل عام، آسان و بر همگان ممكن، و تشخيص اهل خاص، امرى دشوار و بر همگان ناممكن است. ازاينرو تعيين آن جز از ناحيه خداوند امكانپذير نيست؛ زيرا چه كسى جز خداوند مىتواند تشخيص دهد كه فرد خاص، هم توان تبيين وحى و قرآن را داراست و هم توان رهبرى و هدايت انسانها را. تعيين الهى نيز تنها از طريق فرستادهاش است. ازاينرو بايد چنين افرادى را در كلمات پيامبر اكرم (ص) جستوجو كرد. پيامبر اكرم (ص) هم با سخن صريح خود و با ذكر اسامى 1، آنان را تعيين فرموده است و هم با تلاوت آيه تطهير بر درِ خانه على عليه السلام و