77
إنَّ جَبْرَئيلَ خَرَجَ بِإِبْراهِيمَ(ع) يَوْمَ عَرَفَةَ، فَلَمّا زالَتِ الشَّمسُ، قالَ لَهُ جَبْرَئيلُ: يا إِبْراهيمُ اعْتَرِفْ بِذَنْبِكَ وَاعْرِفْ مَناسِكَكَ، فَسُمِّيَتْ عَرَفاتٍ، لِقَوْلِ جَبْرَئيلَ: اعْتَرِفْ فَاعْتَرَفَ. 1
جبرئيل، حضرت ابراهيم(ع) را روز عرفه به اين مكان آورد. چون ظهر فرا رسيد، جبرئيل گفت: «اى ابراهيم! به گناه خود اعتراف كن و مناسكت را بياموز». چون جبرئيل گفت اعتراف كن، پس اعتراف كرد. لذا اين سرزمين عرفات ناميده شد.
بنابر قولى، حضرت ابراهيم(ع) در اين سرزمين خواب ديد كه اسماعيل(ع) را در راه خدا قربانى مىكند و به وظيفه خود عارف شد.
مفسّران نوشتهاند:
علّت نام عرفات آن است كه ابراهيم(ع) شبى خواب ديد كه بايد فرزندش را قربانى كند. چون روز شد در فكر فرو رفت. ازاينرو، آن روز را «ترويه» ناميدند و چون شب بعد همان خواب را ديد و دانست كه خواب حق است، نه شيطانى؛ آن شب را «عرفه» ناميد.
بعضى هم نوشتهاند:
چون اسماعيل در آن روز آب پيدا كرد و سيراب شد، آن روز را ترويه گفتند و عرفات به اين جهت گفتند كه جبرئيل، شب احكام حج را آورد و پيغمبر فرمود: «قد عرفت». 2