114 كرد و گناهانش را عفو نمود. او را خبردار نما كه سه روز از روزهاى دنيا، در ميان آتش مىماند، خداوند دل مادر او را به وى مايل مىكند و به ترحم مىآورد و تا مادرش او را حلال مىكند، مادر و فرزند هر دو با هم، داخل بهشت مىشوند.
مالك گويد:
من آمدم و خواب خود را به او نقل كردم. همين كه اين مژده را شنيد، روح او از بدنش مفارقت كرد. من او را غسل دادم و كفن كردم. سپس بر او نماز خواندم و دفنش نمودم. 1
عرفات، تجلى گاه لطف الهى
روزى جناب ميرزا مهدى آشتيانى در منزل مرحوم آيتالله حجّت بودند. ايشان در آنجا چنين تعريف كردند كه اينجانب دچار يك بيمارى سختى شدم كه براى معالجه آن، هم در كشور بسيار تلاش كردم و هم به خارج از كشور سفر كردم، اما معالجه نشد و از باز يافتن سلامتى خويش نوميد شدم.
در سال 1365ه.ق كه تودهاىها، تسلط شوم خود را بر شمال و آذربايجان استحكام بخشيدند، اينجانب با اتوبوس عازم مشهد بودم كه در ميان راه، حالم به هم خورد؛ بهگونهاى كه راننده و مسافران اتوبوس فكر كردند دچار سكته قلبى شدهام. به همين جهت، ماشين را متوقف كردند و مرا بيرون آوردند تا براى نجات من كارى بكنند.