94وثيمه بن موسى و واقدى هر كدام در كتابهاى خود، 1 سيف بن عمر در كتاب ردة الفتوح و زبير بن بكار در موفقيات و ثابتبن قاسم در كتاب دلائل و ابنحجر عسقلانى در الاصابه 2 و ابن شحنه در روضة المناظر و ابو الفداء در مختصر و بسيارى از مورخان متقدم و متأخر اين مطلب را ذكر كردهاند، 3 و جملگى آنها عذرخواهى ابوبكر براى خالد - كه او در اجتهاد و استنباط خطا كرده - را ثبت نمودهاند!
خطاى ديگرى از خالد
خالد از سوى رسول خدا(ص) مأموريت يافت تا قبيلۀ بنىخزيمه را بدون قتل و خونريزى به دين اسلام دعوت كند، اما چون بنىخزيمه در زمان جاهليت، عموى او فاكة بن مغيره را كشته بودند، خالد از آنها كينه به دل داشت. به همين دليل، تصميم گرفت نقشهاى بكشد تا آن قبيله چارهاى جز تسليم نداشته باشند و سلاح خود را به زمين گذارند. بدين ترتيب با يك حمله ناگهانى به آنها يورش كرد و دست تعداد زيادى را بست و آنها را به قتل رسانيد! وقتى خبر به رسول خدا(ص) رسيد، دست خود را به سوى آسمان بلند كرد و دو مرتبه گفت: «خدايا! من از اين عمل خالد بيزارم». 4
آنگاه رسول خدا(ص)، على (ع) را با مال فراوانى فرستاد تا طبق حكم الهى،