95خونبها و خسارتهاى جانى و مالى آنها را جبران كند. على (ع) نيز، آنها را راضى كرد و حتى مقدارى مال هم زياد آمد كه از باب احتياط و از جانب رسول خدا(ص) آن را بين آنها تقسيم نمود و به حضور پيامبر(ص) بازگشت و عملكرد خود را گزارش داد و آن حضرت نيز، از او ستايش نمود. 1
به هر حال، وقتى ابوبكر اولين كسى باشد كه خطاى تأويلگران را عفو و معذور بداند، ديگر كدام مسلمان است كه عمل ابوبكر را قبول داشته باشد و ديگر مسلمانان را در خطاى خود، معذور نداند!
در گذشته بسيارى از مجتهدان به خاطر صلاح و مصلحتى كه براى مسلمانان تشخيص مىدادند، مسائل اسلامى را با سليقه شخصى خود تأويل و تفسير مىكردند و مسلمانان هم به پيروى از آنها، نهتنها اجتهاد آنها را مىپذيرفتند، بلكه تمام احكام دينى خود را نيز، از آنها دريافت مىكردند؛ زيرا مقام اجتهاد و تأويل را، مقدس و مطابق خواستههاى مشروع خود مىدانستند.
اكنون مىپردازيم به نمونههاى ديگرى از تأويلها و اجتهادها:
اجتهاد خليفه دوم
طبق آنچه تاريخ نشان مىدهد، مسئله «سه طلاقه شدن زنان» و حكم آن، برخلاف آنچه در عصر پيامبر(ص) و ابوبكر واقع شده، تغيير كرده است.
ابنعباس مىگويد:
سه طلاق در يك جلسه، در زمان رسول خدا و عصر خلافت ابوبكر و دو سال خلافت عمر «يك طلاق» محسوب مىگرديد، اما عمربن خطاب در