91پس چه شده كه اين پست بزرگ را بايد، پستترين افراد قريش احراز كنند؟!
سپس به على (ع) گفت: «دست خود را بگشاى تا من با تو بيعت كنم، به خدا سوگند اگر بخواهى به حمايت تو، مدينه را از سپاه سواره و پياده پر مىكنم».
اما امير مؤمنان(ع) اين پيشنهاد را نپذيرفت و او را از خود طرد نمود!
آنگاه ابوسفيان، كه از اين برخورد ناراحت شده بود، به شعر مُتلمّس تمسك جست و گفت:
ولنيقيم على خَسف يُراد بِهِ
إلا الاُذّلان غَير الحَى و الوَتِدُ
هذا على الخَسفِ مربوط بِرُمّتِهِ
و ذا يَشُجّ فَلا يَبكى له احد 1
هرگز زير بار ستم نمىروند، مگر دو چيز: چهارپاى باديهنشين و ميخ چوبين طويله! كه يكى را پيوسته با ريسمان ستم، مهار مىكنند و بر سر ديگرى مىكوبند و كسى هم براى آن گريه نمىكند!
اين بخشى از برخوردها و عملكردهاى ابوسفيان با مسئله بيعت و خلافت است كه البته ما شيعيان رفتار او را نوعى فتنهانگيزى و آشوبطلبى و دامن زدن به اختلاف امت اسلامى مىدانيم و به همين دليل بود كه على (ع) او را از خود طرد كرد و فرمود: «تو با حركات خود، جز فتنهانگيزى منظورى ندارى، چه اينكه در گذشته نيز، براى اسلام شر و بدخواه بودهاى». 2
البته، اگر ما نام ابوسفيان را در رديف مجتهدان و تأويلگران آورديم، فقط به اين خاطر است كه شيوهاى را كه در بحث داريم رعايت نموده باشيم، علاوه بر اين، اهل