280و «به خدا سوگند مىخوردند كه مسلماناند و از ياران پيامبر اسلام(ص)، در صورتى كه از آنان نبودند، بلكه طايفهاى تفرقهگر بودند و اگر پناهگاهى و غارهايى يا سوراخى مىيافتند، از صحنه جنگ با شتاب به داخل آن مىخزيدند!». 1
«برخى از آنان هم، پيامبر را اذيت مىكردند و مىگفتند: او گوش محض است و حرف همه را قبول مىكند! پيامبر! به آنان بگو: پيامبر گوش خير است كه به خدا ايمان آورده، و به اهل ايمان اطمينان پيدا مىكند و نيز، براى اهل ايمان رئوف و مهربان است و آنها هم كه او را اذيت مىكنند، عذاب دردناكى خواهند داشت! آنان براى شما سوگند مىخورند، كه شما را خرسند كنند. اما رسول خدا شايستهتر است كه او را راضى نمايند اگر واقعاً مؤمن هستند. مگر نمىدانند هركس با خدا و رسول، مخالفت ورزد براى او آتش دوزخ خواهد بود كه براى هميشه در آن خواهد ماند و اين براى او ذلت بزرگى خواهد بود!». 2
«و اگر از آنان بپرسى، اين چگونه عملكردى است؟ مىگويند تفريح و مزاح مىكرديم! بگو آيا خدا و آيات و رسول او را، به استهزاء مىگيريد؟». 3
«و برخى از آنان هستند كه با خدا عهد مىكنند كه اگر از فضل خداوند دارا شوند، صدقه و زكات را مىپردازند و از صالحان مىگردند، اما همينكه از فضل خود به آنان كرامت كرديم، گرفتار بخل مىشوند و به احكام الهى پشت مىنمايند و در نتيجه، نفاق تا روز قيامت در دلهاى آنان مىماند؛ زيرا آنان درباره وعدهاى كه دادند، با خدا مخالفت كردند و دروغ گفتند!». 4