276
وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفٰاقِ لاٰ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ (توبه: 101)
[اى پيامبر!] برخى از اهل مدينه به سوى نفاق بازگشتند، تو آنها را نمىشناسى، امّا آنها را ما خوب مىشناسيم.
از سوى امامان بزرگوار ما، روايتهاى متواتر قطعى در «رد» آنها وارد شده است، 1 ما در اينجا به چند روايتى كه بخارى در باب «حوض» جلد چهارم كتاب صحيح خود از ابوهريره و انس و ديگران نقل كرده است بسنده مىكنيم:
پيامبر(ص) مىفرمايد:
وقتى من كنار حوض كوثر قرار گرفتم، با جمعيتى برخورد مىكنم كه آنها را مىشناسم، آنگاه مردى حضور مىيابد و بين من و آن جمعيت قرار مىگيرد و آنها را خطاب مىكند كه بياييد، من سؤال مىكنم، آنها كجا بيايند؟ آن مرد پاسخ مىدهد: به خدا سوگند، اينان اهل دوزخاند! مىگويم: آنها چه كسانى هستند؟ آن مرد پاسخ مىدهد، اينان پس از تو، مرتد شدند و به قهقرا بازگشتند!
سپس دسته ديگرى مىآيند و آن مرد آنها را نيز، به سوى آتش، امر مىكند، باز علت آن را مىپرسم و او پاسخ مىدهد، اينان از اسلام جدا شدند و به شرايط عصر جاهليت تن دردادند! آن وقت از آنان جز افراد معدودى از عذاب، رهايى نخواهند داشت. 2
ابوهريره روايت مىكند كه:
پيغمبر(ص) به من فرمود: روز قيامت گروهى بر من وارد مىشوند و مىخواهند، از آب حوض كوثر بنوشند، اما آنان را از كنار حوض دور مىكنند، من مىگويم: خدايا اينان اصحاب من هستند.