241داده است، تا اهل مروت و انصاف چگونه به قضاوت بنشينند!». 1
البته دانشمندانى هم هستند كه به شيعه نسبتهاى ناروايى زدهاند و به آنها عنوان رافضى دادهاند، اما ما عمل آنها را حمل به صحت مىكنيم؛ زيرا آنها در محيطى رشد يافته و با كسانى همنشين بودهاند كه بيش از اينها، به شيعه، ناسزا و بهتانهايى روا داشتهاند. پس، طبيعى است كه آنها در برخى از مسايل به اينگونه افراد اعتماد داشته و كجىهاى منحرفان را متابعت مىكردند!
اين افراد، از اشخاصى همچون مصطفى صادق رافعى پيروى كردهاند كه مىگويد: «رافضيان در متن و نص قرآن، گرفتار شك و ترديد شدهاند و مىگويند، در نص قرآن كم و زياد و تغيير و تبديل، واقع شده است!» 2
ازاينرو، بر ما ايرادى نيست كه سؤال كنيم منظور شما از رافضيان چه كسانى هستند؟ آيا شيعه امامى را مىگوييد؟ يا منظور شما افراد ديگرى است؟
اگر تغيير قرآن را به شيعه نسبت مىدهيد، آن كس كه به شما چنين مطلبى را اطلاع داده، در واقع، به شما دروغ گفته و شما را فريب داده است، زيرا شيعه، به تحريف قرآن قايل نيست و چنين نسبتى به شيعه، چيزى جز تهمت و افترا نخواهد بود. قداست قرآن كريم، از ضروريات اسلام و مذهب شيعه است و هركس در اين موضوع، شك و ترديد كند، به اجماع نظر اماميه، «مرتد» است و اگر اين خطا؛ از كسى سر بزند، او بايد كشته شود و بدون غسل و كفن و بدون اينكه نماز بر جنازه او خوانده شود، بايد در قبرستان غيرمسلمانان دفن گردد!
به نظر اماميه، غير از نصوص قرآن، ظواهر آن نيز، از رساترين حجتهاى الهى و