212سپس ادامه مىدهد:
دانشمندانى مانند: ابن ابىليلى، ابو حنيفه، شافعى، سفيان ثورى و داودبن على، بر اين عقيدهاند چنانكه نظر هر صاحب نظرى از صحابه(رضىالله عنه) چنين است و من هم، در اين اصل، نظر مخالفى نيافتم. 1
اجماع و اتفاقنظر در فتوا، ريشه ياوهگويان را قطع مىكند؛ زيرا معتقدان به خلافت على(ع) و منكران آن هرگز چنين سخن و اعتقادى را برنگزيدهاند، مگر پس از اينكه، از كتاب و سنت، نهايت سعى و كوشش خود را جهت اجتهاد و استنباط، مبذول داشتهاند و اين بسيار سخت و گران است كه برادران اهل سنت، در اين مسئله راه افتراق و اختلاف را پيش گرفتند و گرفتار سختىها و مشكلات فراوانى شدند و تنها كارى كه انجام دادهاند اين بود كه وقتى به حقيقت رسيدند و آن را عين صواب يافتند، تصريح به عذرخواهى نمودند. به همين جهت هم علمايى چون علامه قاسمى دمشقى گفتهاند: «بنا به نص حديث نبوى (ص) مجتهدين هر فرقهاى از فرق اسلامى، مأجور خواهند بود، خواه به حق رسيده يا خطا كرده باشند». 2 اگر، فصلهاى «تأويلگران» و «فتاوى اهل سنت» اين كتاب را مطالعه كرده باشيد، اجماع نظر آنها را در اين مسئله خواهيد يافت.
5. اتهام به عايشه
در جاى ديگرى آنها مدعىاند كه شيعه درباره عايشه صديقه (رضى الله عنها) بدزبانى كرده و چيزى كه در شأن او نيست را به او نسبت داده است و... اما حقيقت مطلب اين است كه عايشه، نزد اماميه زن پاكدامنى بوده كه از روحيه عالى و آبرو و