211دين به شمار مىرود؟
البته، انكار خلافت بحث تازهاى نيست. در همان زمان، افرادى همچون: سعدبن عباده و خباب بن منذر و گروه ديگرى نيز، با خلافت، مخالفت مىكردند و افرادى هم، آنها را به بيعت و همگامى با خلافت اجبار مىكردند، در حالىكه آنها زير بار نمىرفتند، اما احدى هم آنها را تكفير نمىكرد و آن طور كه تواتر قولى و فعلى ثابت مىكند، آنها حتى به عنوان فاسق هم، معرفى نشدهاند.
پس، آنها چگونه شيعه را به خاطر اين مخالفت، تكفير مىكنند؟ مگر حكم خدا، براى همه و در همه جا يكسان نيست؟
با توجه به اينكه طبق احاديث متواترى كه از عترت پاك و روايتهاى صحيحى كه از طريق اهل سنت رسيده است، شيعيان مجبور نيستند به عهد و سفارش پيامبر(ص) كه درباره على(ع) و امامان بعد از او رسيده است، اعتقاد داشته باشند و آنها هم موضوع را حقيقتى از دين اسلام دانستهاند. ازاينرو، آنها معذور و بلكه، مأجور خواهند بود، خواه از اين طريق به حق رسيده، يا به خطا رفته باشند؟!
مصيب دو پاداش دارد و مخطى يك اجر!
ابن حزم مىگويد:
جماعتى بر اين عقيدهاند كه اگر مسلمانى در مسايل اعتقادى چيزى بگويد يا فتوايى بدهد، كافر و فاسق نمىشود؛ زيرا اگر كسى چيزى را اجتهاد كند و بدان وسيله به حق برسد، دو پاداش خواهد داشت، و اگر پس از اجتهاد به خطا هم رفته باشد، داراى يك پاداش خواهد بود! 1