163پيامبر(ص) اعتراض كرد كه «چرا پيراهن خود را براى كفن آن مرد منافق دادى؟». 1
پيامبر(ص) فرمود: «اولاً پيراهن من موجب رفع عذاب از او نمىگردد و ثانياً، اميدوارم بدين وسيله جمعيت زيادى به اسلام روى آورند».
اين برخورد حكيمانه پيامبر(ص) موجب شد كه هزار نفر از قبيله خزرج مسلمان شوند. 2
اما عمر، متوجه اين فلسفه نبود و حكمتى كه رسول خدا(ص) به كار مىبرد را ناديده مىگرفت تا جايى كه به آن حضرت اعتراض كرد و هنگامى كه حضرت مىخواست به جنازه آن مرد نماز بخواند، عباى ايشان را گرفت و كشيد.
اين داستان هم يك ماجراى معروف و ثابت شده تاريخى است كه بخارى و ساير مورخان شيعى و سنّى، آن را در كتب خود آوردهاند. 3 البته مطالب زننده ديگرى نيز، بيان شده است كه چون بيان آن در شأن يك فرد ديندار نيست و عفت قلم اجازه نمىدهد، از آوردن آن صرفنظر مىكنم.
ابوهريره كتك مىخورد!
ابوهريره از جانب رسول خدا(ص) مأموريت يافت كه با هر كس از اهل توحيد برخورد كرد، او را به بهشت بشارت دهد. اين دستور رسول خدا(ص) بر اساس حكمتى بود كه آن حضرت اجراى آن را جهت جذب نيرو و تشويق افراد به اسلام و اينكه شريعت اسلام، آسان است، لازم مىدانست و ضرورت شديد آن نيز،