157بايد در جاى خود استوار بمانى». 1
آنگاه پيامبر(ص) درباره مقاومت عبدالله و افراد تحت فرماندهى او، سفارش فراوان كرد و به ياران عبدالله با تأكيد بسيار فرمود كه از فرمانده خود اطاعت كنند.
اما با تأسف آنها اوامر و نواهى رسول خدا(ص) را ناديده گرفتند و عقيده و نظر خود را بر اطاعت پيامبر(ص) مقدم داشتند كه در نهايت، زيان بزرگى به سپاه اسلام وارد شد. با اين حال، جنگ عجيبى به پا شد و حيدر كرار، على (ع)، با شجاعت و صولت چشمگيرى، فرماندهان نيرومند سپاه كفر را كه هشت نفر از خاندان بنى عبدالدار و از شيران جنگى بودند و نهمى آنها صواب كه غلام و همرزم آنها بود، همه را يكى پس از ديگرى به خاك و خون كشيد و به هلاكت رسانيد. 2 پرچمهاى آنها به زمين سقوط كرد و كسى جرأت نمىكرد به آن حضرت نزديك شود. آنگاه سپاه كفر پا به فرار گذاشتند و مسلمانان مشغول جمعآورى غنايم جنگى شدند.
هنگامى كه تيراندازان محافظ دره متوجه شدند كه مسلمانان پيروز، مشغول جمعآورى غنايم هستند، طمع در امور مادى و به دست آوردن متاع جنگى موجب شد كه آنها نيز، موضع حفاظتى و عملياتى خود را ترك كنند، 3 در صورتى كه پيامبر(ص) فرموده بود، در هر شرايطى آنها هرگز موضع خود را ترك نكنند و عبدالله فرمانده آنها نيز، پيوسته دستور مقاومت مىداد، اما آنها مىگفتند: ما براى چه اينجا بمانيم؟ دشمنان ما كه شكست خوردهاند؟
هنگامى كه عبدالله آن وضع را مشاهده كرد، گفت: «به خدا سوگند از دستور رسول خدا(ص) تجاوز نمىكنم»، و آنگاه با وجود ياران كمى كه داشت (حدوداً ده