154عزت و شوكت اقتضا مىكند، شوكت و هيمنه دشمن درهم شكسته شود و آتش او خاموش گردد.
آنگاه قرآن كريم، در مقام ملامت و تهديد آنها مىفرمايد: «اگر قضاى الهى، تقدير نيافته بود و در علم ازلى او نگذشته بود به اينكه از اسارت شما جلوگيرى كند، كاروان را مىگرفتيد و افراد آن را اسير مىكرديد و اگر مرتكب اين كار مىشديد، پيش از اينكه كشتار كنيد، عذاب بزرگ الهى به شما مىرسيد!»
اين معنى آيه است و خدا منزه است از آنچه ناآگاهان مىگويند، او اراده كرده باشد. 1
* *
مطلب و مدرك ديگرى كه معذور بودن تأويلگران را مشخص مىكند اين است كه پيامبر(ص) روز برخورد دو گروه، 2 به اصحاب خود، فرمود:
من مىدانم كه تعدادى از افراد بنىهاشم را از روى اكراه و اجبار از مكه خارج كرده و به صحنه آوردهاند، كسى از شما اگر با آنها برخورد نمود آنها را نكشد، چنانكه اگر كسى با عباس بن عبدالمطلب نيز، ملاقات كرد او را نكشد، چه اينكه وى را نيز از روى اجبار به همراه خود آوردهاند.
بنابراين، پيامبر اسلام(ص) مردم را از قتل بنىهاشم، به ويژه عباس نهى فرموده است. با وجود اين، آنها با اكراه در صحنه جنگ بودند. اما شگفتى اين مطلب