178 كه بيشتر مورد توجه واقع شد و يكى از آن گروه تحقيق گفت: «اين رساله، تمام دورۀ فقه است» و ديگرى گفت: «اين رساله متضمن اكثر ابواب فقه است». من كتاب را گرفتم نگاه كردم و پس از تأمل گفتم مثل اينكه تمام دورۀ فقه بينالدفتين موجود است. خلاصه در عالم رؤيا كتاب آن آقا بيشتر جلب نظر كرد و عجب اين بود كه دو شب پىدرپى اين منظره با مختصر تفاوتى پيش آمد. خداوند بركات فقها و مراجع ما را مستدام بدارد.
دعوا پس از حج
ظاهراً اين قصه در اولين سفر حج بنده كه از راه اردن هاشمى بود و چند روزى هم در شام توقف كرديم، اتفاق افتاد. پس از پايان حج، باز از راه اردن برگشتيم و چند روز براى زيارت حضرت زينب و رقيه(عليهاالسلام) مشرف شديم و جمع زيادى از همسفران در اين سفر از اهل قم و خصوصاً از اهل جمكران بودند.
يكى از رفقا سيد نجيب و محترمى از اهالى گذر جداى قم بود. يكى ديگر از اين همسفران كاسب بزّاز در محله سيّدان قم بود. ولى آدم تند و عصبانى و قدرى بد دهان بود. روزى من در اتاق خود نشسته بودم كه صداى فحاشى و دعوايى از اتاق همجوار به گوش رسيد. معلوم شد كه اين دو نفر آقاى از حج برگشته، بر سر چند متر شال شامى خريدارى شده دعوا مىكنند. آن سيد مىگفت: من اين شال را براى چند نفر سادات خريدم كه براى آنها هديه ببرم. آن آقاى ديگر كه بزاز بود، مىگفت ما اين شال را با هم خريديم؛ بايد تقسيم كنيم. البته شال پارچه