177 هوا به شدت گرم است؛ به همين دليل كوچه و خيابان، به ويژه اطراف بقيع خلوت بود. آمدم پشت ديوار بقيع مقابل قبور مطهر مشغول خواندن زيارت شدم. در اطراف من چند نفر به طور پراكنده و با فاصلههاى زياد به چشم ميخورد. حقير سرگرم برنامه خود بودم و چشم به قبور مطهره دوخته بودم كه ناگاه ديدم زنى باحجاب، متانت و وقار خاصى از طرف بلنديهاى مشرف به قبور پيدا شد و به تدريج از بلندىها پايين آمد و وارد بقعه مطهر گرديد. نگاهى به قبور ائمه(عليهمالسلام) و نگاهى به قبر حضرت فاطمه بنت اسد كرد و با اندكى درنگ دست روى قبور گذاشت. بعد از همان راهى كه ظاهر شد، برگشت و من نفهميدم كه اين زن به تنهايى از كجا وارد بقيع شد. آن هم با سختگيرىهايى كه وهابيون دربارۀ زنها دارند؛ چنان كه مدام ميگويند: «
لعن الله زوارات القبور »؛ «زنهاى زيارت كننده قبور مورد لعن هستند». با خود ميگفتم كه چطور يكى از نگهبانان او را نديده است؟! از اين رو درصدد برآمدم ببينم كه در طرف مغتسل باز است يا نه. ديدم در بسته بود!
هيئت بررسى مناسك
در حج سال 1425ه .ق دو شب پىدرپى در مكه معظمه خواب ديدم كه جمعى در مجلسى نشستهاند و به نظر ميآمد كه اهل نظر و تحقيق باشند. آقايان مراجع فعلى، جزوه و نوشته خود را مىآوردند و بر جمع و آن هيئت عرضه مىكردند. كتاب يكى از آقايان فقط شامل فصل طهارت بود و از فقيه ديگر فقط فصل قضا را داشت.
در ميان رسالههايى كه عرضه شد، كتاب يكى از فقهاى بزرگوار بود