89حل تمامى مشكلات و پيچيدگىها در زندگى انسانها تنها با تنظيم روابط اقتصادى به شكل خاص حل نمىشود و نخواهد شد. بلكه مشكلات را در كل يك نظام اسلامى بايد حل كرد و از معنويت نبايد غافل بود كه كليد دردهاست. 1اين نظام اجتماعى، متأثر از معرفتشناسى خاص ايشان كه متكى بر طبيعت و ماوراى طبيعت، بهطور همزمان بود و انسانشناسى خاص وى كه انسان را موجودى دو بعدى در نظر مىگرفت، مىباشد. ايشان هدف اين نظام را رشد و تعالى ابعاد بشر، و اقتصاد را هم ابزارى براى آن ذكر مىكند. ازاينرو اقتصاد به تنهايى اهميت خاصى ندارد. و بالاصاله هدف نيست. بلكه صرفاً وسيلهاى است براى رشد و تعالى انسان؛ امام خمينى(رحمه الله) در اينخصوص مىگويد:
زيربنا اقتصاد نيست؛ براى اينكه غايت انسان اقتصاد نيست. انسان زحمتش براى اين نيست كه فقط شكمش را سير كند... برنامه اسلام اين است كه اين انسان را جورى كند كه هم اينجا صحيح باشد و هم آنجا صحيح باشد. راه مستقيم نه طرف شرق و نه طرف غرب. صراط مستقيم يك سرش اينجاست يك سرش هم لانهايت. 2اين ديدگاه كه دنيا و آخرت را دو مفهوم وابسته به هم مىبيند، پياده شدن اسلام در حوزۀ اقتصاد را مشروط به پياده شدن همه جانبۀ اسلام مىداند: «پياده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامههاى اقتصادى آن و مقابله با اقتصاد بيمار سرمايهدارى غرب و اشتراكى شرق، بدون حاكميت همه جانبه اسلام ميسر نيست». 3براين اساس، ايشان جهتگيرى تصميمهاى اقتصادى را در سه محور حفظ منافع محرومان، گسترش مشاركت عمومى و مبارزه با زراندوزى مورد تأكيد قرار مىدهند. 4
نگاه ويژه امام به حج
امام(رحمه الله) با قرائت جامعى از اسلام ناب، بزرگترين احياگر تفكر دينى در قرن حاضر شد و با همين ايده و مبنا انقلاب اسلامى را رهبرى كرد و به پيروزى رساند. ايشان با برداشتهاى جزئىنگرى و انتخابى با دين مخالف بودند و تأكيد داشتند كه نگرشهاى دينى بايد جامع، و توأمان شامل همه جهات مادى، معنوى، فردى و اجتماعى باشد. ايشان در پيامهاى خود به كنگره عظيم حج، با تأكيد بر اين نكته فرمود: