88را در عرصه سياسى و اجتماعى از آموزههاى اسلام دور كنند تا بتوانند سرمايههاى مادى و معنوى آنان را به يغما برند.
در اين بين، حج نيز از ابعاد سياسى و اجتماعى خود دور شد و مسلمانان جنبههاى فقهى و اخلاقى آن را در اولويت قرار دارند. در چنين فضايى امام خمينى(رحمه الله) ضمن انتقاد از تفكر حاكم بر جهان اسلام، انقلاب اسلامى ايران را با تكيه بر اصول و انديشههاى سياسى و اجتماعى اسلام رهبرى كرد و در زمانى كه دين در انديشهها و نظريههاى صاحبنظران سياسى و اجتماعى جايگاهى بيش از حيات فردى نداشت و به هيچوجه كاركرد اجتماعى براى آن تبيين نمىشد، با ارائه تفسير جديد از دين، توجه همه را به خود جلب كرد.
امام(رحمه الله) كوشيد با رهبرى و به ثمر رساندن انقلاب اسلامى، اسلام را در همه ابعاد جامعه پياده كند. بنابراين با انتقاد از نظام سياسى، اجتماعى و اقتصادى غرب و با ارائه نظريه ولايت فقيه، تلاش نمود تمام ظرفيتهاى اسلام را در اداره جامعه تبيين و عملى كند.
ايشان در پيامهاى خود به كنگره حج فقط زائران ايرانى را خطاب قرار نمىداد، بلكه با ديدى بينالمللى ابعاد سياسى و اجتماعى حج را براى تمام مسلمانان جهان تبيين مىنمود تا آنها را به ابعاد مغفول حج متوجه كند. به اين ترتيب امام خمينى(رحمه الله) تجربه تحول دينى درايران را براى ساير مسلمانان جهان از طريق حج راهنمايى مىنمايند. دراين بين امام خمينى مسلمانان را به ابعاد اقتصادى حج متوجه مىنمايند و حتى ابعاد سياسى، اخلاقى و اجتماعى حج را نيز در اين راستا تبيين مىكند.
در اين مقاله ظرفيتهاى اقتصادى حج را از ديدگاه امام، براساس پيامها و سخنان ايشان به مناسبت ايام حج بررسى مىكنيم.
نحوه نگرش امام به اقتصاد
امام(رحمه الله)، آنگونه كه در حيطه تخصصى اقتصاددانان است، به علم اقتصاد نظر نمىكند، بلكه سخنان ايشان در قالب احكام و اصول نظام اقتصادى* 1 است؛ به عبارت ديگر سخنان امام خمينى(رحمه الله) ناظر به هنجارها، خطمشىها و گرايشهاى مكتبى است، نه قوانين علمى اقتصاد. ازاينرو امام خمينى(رحمه الله) بهطور مستقل به مسئله اقتصاد نپرداخته، بلكه در نگرش سيستمى خود، مسائل اجتماعى و بهويژه اقتصاد را به حوزههاى مختلف شرعى سرايت داده و معتقد است كه حوزههاى سياست، فرهنگ و اقتصاد در يكديگر تأثير و تأثير متقابل دارند و عملكرد همسوى آنها مىتواند يك نظام اجتماعى تحت عنوان نظام اجتماعى اسلام را شكل دهد؛ به گفته ايشان: