321بقيه پول آن، به حج برود، اين چنين شخصى مستطيع است يا نه؟ يا كسى كه به زندگى سطح برتر عادت كرده است و اكنون براى او مركبى بسيار سطح پايين، براى رفتن به حج مهيا شده است، براى او زاد و راحله، در حد استطاعت مهياست؟ و پرسشهاى ديگرى كه پاسخ به آنها مىتواند بيانگر سطح استطاعت باشد.
براى پاسخگويى به اين پرسشها لازم است به بحث دخالت شأن و شرف در كلمات علما در مورد كالاهاى استثنا شده و وسايل سفر رجوع شود. با بررسى در كلمات آنها در مىيابيم كه اين بحث نيز، اختلافى بوده و نياز به اجتهاد، دقت و بررسى مجدد دارد.
اول - دخالت شأن و شرافت در وسايل زندگى كه از فروش براى سفر حج استثنا مىباشند
نياز به وسايل حمل و نقل، لباس و بعضى خدمات ضرورى و همينگونه اثاثيه منزل، از نيازهاى ضرورى و استثناهاست؛ ولى برخى از انواع اين نوع وسايل و اشيا، همچون لباس تجمل، خادم و اسب، در ارتباط با نيازهاى شرف بيان شدهاند؛ برخى علما، آنها را در ارتباط با آن سطح معين از زندگى دانستهاند كه در استطاعت، تضمينش لازم است برخى علماى ديگر، آن را مربوط به آن سطح معين نديدهاند.
شهيد ثانى، در كتاب 1 الروضۀ البهيه مىفرمايد:
خانه، لباس، خادم، اسب و كتابهاى علمى كه شخص لايق آنست هم به لحاظ كمّيت، هم به لحاظ كيفيت، هم به لحاظ قيمت و هم به لحاظ جنس كالا، براى مخارج حج استثنا مىباشند.
ايشان در كتاب مسالك نيز مىگويند 2:
البته اگر آن شخص، از كسانى باشد كه معمولاً خدمت او را مىكنند و خادم، براى اين چنين افرادى صالح باشد، خادم او فروخته نمىشود».
سپس مىفرمايد:
«اگر خصوصيات آن اشياء، بيش از آن چيزى است كه او به آن عادت دارد، واجب است كه شخص آن اشيا را به پايينتر از آنها تبديل كند. البته اگر استطاعت، براى او بهوسيله آن تبديل حاصل شود و همه اين مطالب، در مورد منزل و محل زندگى نيز صحيح است». سپس، ايشان اضافه مىكند: «اسب سوارى نيز براى فرد استثنا مىباشد؛ البته اگر از كسانى باشد كه معمولاً بر اسب سوار مىشود».
نجفى در كتاب جواهر 3، با بيان اينكه اشيا با قيمت پايين نيز در شأن شخصاند، در رد اين نظر