230
الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ)
و مردم را دعوت عمومى به حج كن تا پياده و سواره بر مركبهاى لاغر از هر راه دورى بهسوى تو بيايند تا شاهد منافع گوناگون خويش باشند و در ايام معينى نام خدا را بر چهارپايانى كه به آنان داده است (به هنگام قربانى كردن) ببرند. سپس از گوشت آنها بخوريد و بينواى فقير را نيز احكام نماييد.
اين آيات، به نكاتى در فلسفه حج اشاره مىكند كه عبارتنداز:
1. ياد خدا بودن و تقويت كردن روحيه ايمانى و معنوى؛
2. شاهد منافع خود بودن كه به دليل اطلاق و تقييد نداشتن به قيد خاص، شامل منافع مادى، معنوى و اقتصادى مىشود؛
3. متعاقب آن، از گوشت قربانى و خوردن و اطعامدادن به مستمندان سخن گفته است.
ابن عباس در تفسير اين آيه كريمه مىگويد:
منافع الدنيا و الآخره، امامنافع الاخره فرضوان الله تعالى، و اما منافع فما الدنيا يصيبون من منافع البدن والذ بائح والتجارات.
منافع ياد شده در اين آيه، منافع دنيا و آخرت است كه منفعت اخروى، خشنودى خداوند مىباشد. و منافع دنيا، چيزى است كه مردم از گوشت قربانى و تجارت بهدست مىآورند.
همانگونه كه آيه كريمه: ( لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ...) بيانگر است، متعاقب توصيه به تقوا براى ره توشه آخرت، در آيه قبل، به حجگزاران تذكر مىدهد كه در اين سفر روحانى ضمن انجام عبادت و ذكر خدا و تحصيل ره توشه تقوا، مانعى وجود ندارد كه از منافع اقتصادى و معيشتى نيز بهره گيرند.
مرحوم طبرسى مىگويد: مفاد اين آيه، رخصت دادن به كسب و تجارت، پس از انجام مناسك حج است كه در روايات ائمه معصوم(ع)آمده است.
همچنين عياشى، از قول امام صادق(ع)، در تفسير آيه فوق چنين روايت كرده است:
الرزق اذا احل الرجل من احرامه و قضى نسكه فليشتر وليبع الموسم.
مقصود از طلب فضل خداوند، تحصيل روزى است. هنگامى كه شخص از احرام خارج شد و اعمال حج را به پايان برد، در موسم به خريد و فروش بپردازد.
گفتنى است كه از همان آغاز تأسيس ام القراى توحيد، در دعاى حضرت ابراهيم(ع) آمده است كه ضمن نيايش با خداى خود گفت: (... وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ ) بدينگونه از خداوند خواست كه خاندان خود و ساكنان آن سرزمين مقدس را از ثمرات روزى دهد و در آن بيابان خشك و سوزان، نعمتهاى خويش را ارزانى دارد تا آنان سپاسگوى حق باشند. از اينجا معلوم مىشود كه