105كه دولتها دارند.... مشكل مهم، دولتهاى اسلامى هستند. بايد دولتها بيدار بشوند. اگر دولتها بيدار بشوند، مشكلات مسلمين رفع مىشود، با هم تفاهم مىكنند. لكن دستهايى در كار است كه نمىگذارد. 1بهطور كلى امام خمينى(رحمه الله) براى سران و دولتهاى كشورهاى اسلامى، مسئوليت بسيار سنگينى قائل بود؛ هرچند كه انتقادهاى بسيارى به آنها مىكرد و آنها را مسلمان واقعى نمىدانست 2 و حتى در پيامهايشان راجع به حج نيز اين انتقادها بسيار به چشم مىخورد. 3امام خمينى(رحمه الله)، خطاب به زائران خانه خدا، از سرسپردگى سران كشورهاى اسلامى و از اينكه از منافع كشور اسلامى خود حمايت نمىكنند، به شدت انتقاد مىكرد؛ چنانكه فرمود:
ما اكنون از بسيارى از دولتهاى به اصطلاح اسلامى، مأيوس هستيم و اميدى به هدايت آنان نداريم. مگر آنكه خداوند متعال، نظر عنايتى فرمايد و خود و كشور خود را از چنگال گرگان جهانخوار نجات دهد. 4امام در يكى از پيامهاى حج، پس از بيان توطئههاى استعمار در تسلط بر سرمايهها و منابع مسلمانان و وابستگى كشورهاى اسلامى به آنها، يكى از علتهاى اين درد مهلك را وجود دولتهايى اسلامى مىداند كه البته اگر با ملتها همراه شوند، به يقين، مشكل حل خواهد شد:
... و دولتهاى ملتهاى اسلامى نيز اگر با تودههاى محروم همگام و همراه شوند، از اين پيوستگى و وابستگى ذلتبار كه هزار بار مرگ بهتر از آن است، نجات پيدا مىكنند و با عزت و ارزشهاى انسانى همآغوش مىشوند.... 5در پيام ديگرى هم مىفرمايد: «اگر وحدت كلمه اسلامى بود و اگر دولتها و ملتهاى اسلام، به هم پيوسته بودند، معنا نداشت كه قريب يك ميليارد جمعيت مسلمين، زيردست قدرتها باشند». 6بنابراين از ديد امام(رحمه الله)، وجود دولتهاى سرسپرده اسلامى، يكى از موانع پيشرفت و توسعه جوامع اسلامى است كه براى حفظ قدرت، بيشتر به استعمارگران وابستهاند تا به مردم. طبيعى است كه اقتصاد وابسته و غيربومى، هيچ گاه در مسير توسعه پايدار و ملى قابل تحليل نيست. چنين اقتصادى حتى