99بلاذرى گفت: «زياد، حج آن سال را رها كرد». اين روايت به شكل ديگرى نيز نقل شده است. اگر رفتن به مدينه و زيارت قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] براى حجگزار واجب نبود، ابوبكر چنين نمىگفت، در حالى كه زياد توانايى رفتن به حج را از راه غير مدينه داشت؛ زيرا او در عراق بود و عراق به مكه نزديكتر است.
«اسحاق بن ابراهيم» در كتاب «الشفاء» مىگويد:
آنچه همچنان در مسئله حج مطرح است، عبارت است از: عبور كردن از مدينه و قصد نماز در مسجد رسول خدا، تبرك به روضه و منبر و قبر و مجلس ايشان، دست كشيدن جاى دست و قدمگاه وى و ستونى كه بر آن تكيه مىزد و جايى كه جبريل در آن وحى را نازل كرد.
گريه «جابر بن عبدالله» نزد قبر رسول خدا(ص)
«بيهقى» در «شعب الايمان» 1 از «ابوعبدالرحمان سلمى» از «حامد بن محمد بن عبدالله هروى» از «محمد بن يونس قرشى» از «عبدالرحمان بن يونس بن عبيد» از پدرش از «محمد بن منكدر» روايت مىكند:
جابر را ديدم كه بر سر قبر رسول خدا ايستاده بود و اشك مىريخت و مىگفت: در اينجا اشكها سرازير مىشود [به ياد مىآورم كه] شنيدم رسولخدا[(صلى الله عليه و آله)] فرمود:
«ما بَينَ قَبري وَمِنبَري