68سزاوار است صاحبان عقل و درايت قول نادر را ناديده بگيرند و به سخنان مشهورى اعتماد كنند كه امت اسلامى به آن عمل كرده و مىكنند.
«مالك بن انس» و فقهاى مالكى
از «مالك بن انس» آغاز مىكنيم كه در زمان خويش امام اهل سنت و عالم مدينه بود. مردم براى بهرهگيرى از علم او كه در سراسر عالم گسترش يافته بود، از نقاط دوردست به نزدش مىرفتند و از او عالمتر نمىيافتند. ديدگاههاى او درباره ارج نهادن و بزرگداشت آثار مذهبى مربوط به پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] از جمله مسجد النبى و مدينه منوره، مشهور است.
اخبار وى در كتابهاى شرح حال نگارى بسيار يافت مىشود. مشهور است كه او در مدينه بر مركب سوار نمىشد و مىگفت كه از خدا شرم دارم در مدينه كه پيكر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] در آن است، سوار بر مركب باشم. هنگامى كه در حضور او از پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] نام مىبردند، رنگ چهرهاش تغيير مىكرد و به حدى خود را خم مىكرد كه براى همنشينانش سخت مىشد. از مالك در دل همنشينانش هيبتى بود كه از حرمت نهادن وى بر مقام شامخ پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] ناشى مىشد. مالك مناظرهاى با «ابوجعفر منصور» درباره بالا بردن صدا در مسجد نبوى داشت، و او را امر كرد: «هنگام دعا به سمت قبر شريف آن حضرت رو كن؛ زيرا او وسيله تو و وسيله پدرت آدم [براى تضرع به درگاه خداوند] است». اين ماجرا بسيار معروف است.
بدينترتيب، روشن مىشود كه مالك، زيارت قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] را مستحب و آن را حلقه پيوند دلهاى مردم با پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] مىدانست و مردمان را به