104چرا ابن تيميه به پيامبر(ص) اعتراض نمىكرد كه چرا به امرى كه گذشته وفوت شده محزونى؟!
بخارى ومسلم نقل كردهاند:
هنگامى كه خبر شهادت زيد بن حارثه وجعفر بن ابىطالب وعبدالله بن رواحه در غزوه موته به پيامبر اكرم(ص) رسيد؛ در حالى كه آثار حزن بر ايشان هويدا بود، جلوس نمود. 1
بخارى از انس بن مالك نقل كرده كه گفت:
قنت رسول الله(ص) شهراً حين قتل القرّآء، فما رأيت رسول الله حزن حزناً قطّ أشدّ منه. 2
هنگامى كه قاريان قرآن در كنار بئر معونه به شهادت رسيدند، يك ماه حضرت با مردم سخن نمىگفت. وهرگز ديده نشد كه پيامبر(ص) به اين شدّت ناراحت شده باشد.
ثالثاً: حزن واندوه حضرت زهرا(عليها السلام) بعد از وفات پيامبر(ص) تنها در فراغ پدرش نبوده، بلكه حزن واندوه وگريه او بر ارتداد امت وبه فراموشى سپردن تمام زحمات وسفارشات پدرش وخانهنشين كردن خليفه به حق رسول خدا(ص) ؛ يعنى حضرت على(ع) وديگر امور نيز بوده است.
حضرت زهرا(عليها السلام) چنان از اين امور محزون وناراحت بود كه عبدالله بن حارث مىگويد:
مكثت فاطمة بعد النبي(ص) ستّة أشهر وهي تذوب. 3
فاطمه(عليها السلام) بعد از پيامبر(ص) ششماه زنده بود واين درحالى بود كه بدنش در اين مدّت آب مىشد.