105 رابعاً: چه كسى گفته كه ابوبكر در سوگ پيامبر(ص) محزون نشده ونگريسته است؟! بلكه مطابق نصّ طيالسى او بر پيامبر(ص) نوحهسرايى نيز كرده است.
او مىگويد: «بعد از وفات پيامبر(ص) چون بر حضرت وارد شد لبانش را بين دو چشمانحضرت گذاشت ودو دستش را به دوگيجگاه او، آنگاه فرياد برآورد:
« وانبيّاه، واخليلاه، واصفيّاه »
1
؛ «آه اى نبى خدا، واى اى دوست خدا، واى انتخاب شده خدا».
خامساً: چگونه انسان در فراق رسول خدا(ص) محزون نگردد؛ در حالى كه حضرت فرمود:
من أصيب بمصيبة فليذكر مصيبته بي فإنّها من أعظم المصائب. 2
هر كس به مصيبتى گرفتار آمد بايد مصيبت مرا به ياد آورد؛ زيرا كه مصيبت من از بزرگترين مصيبتها است.
سلمان وابوالدرداء دائماً در فراغ رسول خدا(ص) محزون بودند ولذا از آن دو رسيده كه مىگفتند:
ثلاثة أحزنتني حتّى أبكتني : فراق محمّد(ص) ... 3
سه چيز مرا به حدّى محزون كرده كه به گريه واداشته است: يكى فراق محمّد(ص) ...
حزن در فراق ودورى پيامبر(ص) به حدّى تأثيرگذار بود كه حتى تنه درخت خرمايى كه در مسجد رسول خدا(ص) بود نيز متأثر شد.