91بهويژه زمانى كه رسولان، توحيد و يگانگى خداى عزوجل را ادعا كردهاند، اگر خدايى جز خداى يكتا وجود داشت، سزاوار بود آن خدا نيز رسولانى از جانب خود مىفرستاد تا جلوى اين ادعا را بگيرند و حقيقت آنگونه كه هست برملا گردد، اشتباه و گمراهى برداشته شود و انسانها به اداى حق آن حقيقت، توفيق يابند. حال آنكه چنين امرى رخ نداده است.
البته گروههايى از مردم، براى توجيه ديدگاه خود دربارۀ وضعيت عالم، خودخواسته خدايان متعددى را ادعا كردهاند، بىآنكه مدّعى رسالت از سوى غير خداى تعالى باشند و براى راستى و درستى كار خويش، دليلهاى روشن بياورند. پس تمام ادعاهاى ايشان، نه تنها به دليل نبود برهان و دليل مردود است، بلكه به اندازهاى سست بنياد و مخالفِ عقل است كه بسيار نفرتانگيز، پوچ و زشت و مسخره مىنمايد.
اميرمؤمنان - صلوات الله عليه - در وصيت ارزشمند خود به فرزندش، امام حسن مجتبى(ع)، مىفرمايد:
فرزندم، بدان كه اگر براى پروردگارت شريكى بود، رسولانش نزد تو مىآمدند و تو آثار قدرت و حكومتش را مىديدى و افعال و ويژگىهايش را مىشناختى. اما خداى عالم يگانه است، همچنان كه خود توصيف كرده است. هيچكس در مملكتدارى او نزاعى ندارد و هيچگاه از بين نمىرود و هميشه خواهد بود. بدون آغاز و انجامى، اول است پيش از اشياء و بدون پايان است پس از اشياء. بسيار برتر از آن است كه پروردگارىاش با احاطۀ فكر و انديشه، ادراك شود. 1
آنچه گفتيم، در استدلال بر توحيد خداوند و اثبات آن رسا و كافى بود و با وجود آن، مجالى براى توقف و بىتوجه بودن انسانِ عاقل و منصف در اين باره، باقى نمىماند؛ چه رسد كه بخواهد اين مطلب را انكار كند.
در اينجا، ذكر دو امر ديگر بجاست: