92
يك: مطالب گذشته، شريك مستقل از خداوند را، كه وجودش از وجود او بىنياز است، نفى مىكند. درحالىكه در برخى از اديان، براى خداوند از مخلوقات خودش شريك قرار مىدهند؛ خواه عاقل باشد، همچون عيسى(ع) كه عدهاى دربارۀ او چنين ادعايى دارند يا غيرعاقل، مانند بتها و گوسالۀ سامرى در بنىاسرائيل.
بطلان، بلكه احمقانه بودن اين ادعا بسيار روشن است؛ زيرا معنا ندارد خداى سبحان چيزى را بيافريند كه شريكِ او در فرمانروايى بر عالم باشد و حقى برابرِ حق او بر گردن بندگان داشته باشد؛ بهگونهاى كه همراه با خداى تعالى، به حق مورد پرستش قرار گيرد. خداوند مىفرمايد:
ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلاً مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ مِنْ شُرَكٰاءَ فِي مٰا رَزَقْنٰاكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَوٰاءٌ تَخٰافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ كَذٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيٰاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (روم: 28)
خداوند براى شما از خودتان مَثَلى مىزند: آيا بردگان شما در آنچه روزىتان كردهايم با شما شريكند تا در مال با شما برابر باشند و همانگونه كه شما از يكديگر بيم داريد، از آنها هم بيم داشته باشيد؟ اينچنين، آيات را براى خردمندان بيان مىكنيم.
اعتقادِ لازم، توحيد است و بس
دو: آنچه به هر حال بايد بدان اقرار كرد و اعتقاد به آن بر هر مكلفى واجب است، تنها توحيد و يگانگى خداست، اگرچه امورى بيش از آن، مورد غفلت قرار گيرد. اينكه پيامبر(ص) در دعوت همگانى خود به توحيد بسنده نموده است، نشان مىدهد كه در اينجا، افزون بر توحيد، اعتقاد ديگرى لازم نيست. البته انسانِ آگاه بايد به كمالِ مطلق خداوند در علم، حكمت، لطف، رحمت، عدل، قدرت و... معتقد باشد؛ زيرا اين امر از ضروريات دين است و آيات كريمۀ قرآن و روايات شريف ائمه اطهار(عليهم السلام) بر آن تأكيد