320 همۀ مسلمانان برساند و حجت را بر آنان تمام گرداند.
شيعه، خطبۀ غدير را با تفصيل و بحثهاى بسيار درباره امامت نقل كرده 1 كه مناسب با مقام ايراد خطبه نيز است. اما موارد فراوانى از روايات غدير، به خصوص آنچه جمهور نقل كردهاند، فاقد آن شرح و تفصيل است؛ ولى با اين حال براى مقصود ما كافى و بسنده خواهد بود.
بىجا نخواهد بود اگر روايت حذيفة بن اسيد را دربارۀ واقعه غدير و خطبۀ پيامبرخدا(ص) نقل نماييم:
چون پيامبر خدا(ص) از حج وداع فارغ شد و از مكه بيرون آمد، در سرزمين بطحاء، كنار درختانى چند، اصحابش را فرمان داد از حركت باز ايستند، فرود آيند و زير آن درختان را بروبند. پس در همان مكان با آنان نماز به جاى آورد.
بعد از نماز، به خطبه خواندن ايستاد و فرمود: «اى مردم، خداى لطيف و آگاه مرا خبر داده كه هر پيامبرى به اندازۀ نيمى از عمر پيامبر پيش از خود زندگى خواهد كرد و من گمان دارم كه به زودى از بين شما خواهم رفت. بىشك من مسئولم. شما نيز مسئوليد. نظر شما چيست؟»
گفتند: «گواهى مىدهيم كه تو آنچه را بايد، به ما رساندى و مجاهدت كردى و خيرخواهى نمودى؛ خدايت جزاى خير دهد».
فرمود: «مگر نه اينكه شهادت مىدهيد: خدايى جز خداى يكتا نيست. محمد بنده و پيامبر اوست. بهشت و جهنم حق و مرگ و رستاخيز پس از مرگ نيز حق است. قيامت آمدنى و بىترديد است و خدا مردگان را زنده خواهد كرد؟»
گفتند: «آرى، به همۀ اين امور شهادت مىدهيم».
فرمود: «خداوندا، گواه باش. اى مردم، خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنانم و من از ايشان به خودشان سزاوارترم. پس هركس من مولاى اويم، اين (على)