321مولاى اوست. خدايا، هر كه او را دوست بدارد، دوستش بدار و هر كه دشمنش دارد، با او دشمنى كن. اى مردم، من در كنار حوض (كوثر) به انتظار شمايم و شما بر من وارد خواهيد شد، در كنار حوضى كه پهناى آن بيش از فاصلۀ ميان «بصرى» و «صنعاء» است و در آن به شمار ستارههاى آسمان، قدحهاى نقره نهاده شده است. در آنجا، من از شما دربارۀ «ثقلين» خواهم پرسيد. پس بنگريد كه پس از من با آن دو چگونه رفتار خواهيد كرد؛ يعنى با ثقل اكبر كه كتاب خداست و ريسمانى كه يك سر آن در دست خدا و سر ديگرش به دستان شماست. پس در آن چنگ زنيد و تغييرش ندهيد. ثقل ديگر عترت من، اهلبيت من است. خداى لطيف و خبير مرا آگاه كرده كه آن دو از هم جدا نشوند تا روزى كه در كنار حوض بر من وارد شوند». 1
در نصوص رواياتى كه از اين خطبه وارد شده، اختلافاتى وجود دارد. اما آنچه در همۀ طرق روايت آمده، اين است كه پيامبر خدا(ص) فرمود: «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست يا هر كه من ولىّ اويم، پس على ولىّ اوست». جماعت زيادى از عامه، به صحت اين عبارت از خطبه تصريح كردهاند و شمارى از ايشان، اين مقدار را متواتر دانستهاند و اين براى استدلال ما كافى است؛ زيرا در پى آمدن ولايت اميرمؤمنان(ع) پس از ولايت خدا و ولايت پيامبر(ص)، اقتضا مىكند كه ولايت در اين حديث را حمل بر سرپرستى امور كنيم كه به امامت و حكومت بازمىگردد؛ افزون بر اينكه اضافۀ «مولا» يا «ولى» به «مؤمنين» نشاندهندۀ حصر است؛ همچنانكه گذشت.
در تأييد مطلب بالا، چند امر را متذكر مىشويم:
الف) شرايط مربوط به خطبۀ پيامبر(ص) كه به آن اشاره كرديم، تأكيد بر تبليغ دين از سوى آن حضرت(ص) و اقامۀ حجت، اقرار گرفتن از مردم دربارۀ اصول و باورهاى بنيادين دينى، همۀ اينها در نسبت با امرى تازه و با اهميت در امر دين و ديندارى، معنا