319 آمده، اما در اين روايات بايد آن را فقط بر معناى سرپرستى در امور ولايتِ امرى كه به معناى نفوذ و اقتدار است، حمل كنيم؛ زيرا:
الف) از اضافه «ولى» به «كم» فهميده مىشود كه حصر منظور است؛ يعنى جز او ولىّ ديگرى براى مؤمنان نيست. اين حصر در «ولى»، به معناى دوستدار و ياور درست نيست؛ زيرا روشن است كه مؤمنان نسبت به يكديگر هم دوستى دارند و هم كمك و يارى و اين اختصاصى به شخص اميرمؤمنان(ع) ندارد.
ب) اينكه ولايت اميرمؤمنان(ع) به پس از پيامبر(ص) مقيد گرديده است و لازم مىكند كه آن را به ولايت امر و سرپرستى امور امت حمل كنيم كه ظاهر سخن هم همين است. ازاينرو، در بعضى از طرق روايت آمده كه حضرت(ص) فرمود: «او پس از من، از ديگران به شما سزاوارتر است». 1
هشت - حديث «غدير»
از جملۀ دلايل، حديث مشهور، بلكه متواتر اجمالى غدير است كه با دو ويژگى از ديگر روايات اين بخش، متمايز مىگردد:
الف) اين روايت در حالى از پيامبر خدا(ص) صادر شد كه مردم را از نزديك بودن اجل خويش آگاه كرد؛ بهگونهاى كه نشان مىدهد آن حضرت در صدد معرفى خليفه و جانشين پس از خود به مردم بود.
ب) با توجه به موقعيت بيان حديث و جماعت مورد خطاب، حجگزارانى كه در راه بازگشت از حج وداع پيامبر(ص)، در مسير رفتن به مدينه در غدير خم گرد آمدند و به خطبۀ آن حضرت گوش سپردند، نشان مىدهد كه محتواى حديث، امرى مهم و تأثيرگذار در امور دينى و دنيايى مسلمانان بوده و پيامبر(ص) قصد داشت آن را به گوش